تبلیغات
شگفت انگیزان
 
شگفت انگیزان
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : شهروز شمس
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت فیلم - کلیپ - وله - تیتراژ - تیزر - انیمیشن در ژانرها سبکها و شیوه های مختلف2D , 3D - فیلم مستند و داستانی - کلیپ - طراحی و اجرای کلیه جلوه های ویژه ای که توسط کارگردان در نظر گرفته شده است از جمله انواع تصادف خودرو و موتور سیکلت با هم یا با فرد - تیراندازی و اثرات گلوله - سقوط از ارتفاع و غیره توسط گروه شمس.   09396078589    -  یا به آدرس shegeftangizan14@yahoo.com ایمیل بزنید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1389/05/5
شهروز شمس

 
فلیکس مندلسون بارتولدی در خانواده‌ای آشنا با دانش و موسیقی در سوم فوریه 1809 در بندر هامبورگ زاده شد
پدربزرگش از فیلسوفان سرشناس و پدرش از بانکداران معروف بود. اگر پدرش را نخستین پشتوانه‌ اقتصادی او بشماریم که او را با خود به سفرهای متعددی می‌برد و بعدها نیز به نقاط دور و نزدیک می‌فرستاد، باید از مادرش به عنوان پشتوانه‌ هنری‌اش یاد کنیم.
فلیکس مندلسون بارتولدی (Felix Mendelssohn Bartholdy) نخستین درس‌های پیانو را از مادرش فرا گرفت. خانواده‌ یهودی‌تبار او به کیش پروتستان گرویده بودند و روزهای یکشنبه در خانه‌ خود کنسرت‌های مجلسی ترتیب می‌دادند. در همین کنسرت‌ها بود که فلیکس 9 ساله اولین تلاش‌هایش در موسیقی را اجرا می‌کرد.
مندلسون بارتولدی هنوز ۱۸ سالش نشده بود که در سال ۱۸۲۶ در تالار بزرگ خانه‌ پدری‌اش در برلین، پیش‌درآمدی که بر سروده‌ «رویای شب تابستانی» شکسپیر ساخته بود را با همکاری ارکستر بزرگی اجرا و رهبری کرد.
فلیکس مندلسون خانواده‌اش را بسیار دوست می‌داشت و تا ۲۹ سالگی رابطه‌ تنگ و پیوسته‌ای با پدر و مادرش داشت
در سال ۱۸۳۷ با سسیل رن ازدواج کرد و با همسر خود خانواده‌ گرمی با ۵ فرزند تشکیل داد. او در ۲۶ سالگی رهبر برجسته‌ترین ارکستر آلمان آن زمان در لایپزیگ شد و در ۳۴ سالگی در سال ۱۸۴۳ نخستین دانشکده‌ موسیقی آلمان را در همان شهر بنیاد نهاد.
در روز ۱۴ مه‌ سال ۱۸۴۷ خواهرش فانی، به ناگاه درگذشت. به محض شنیدن خبر مرگ خواهر، فلیکس مندلسون گوشه‌گیری اختیار کرد و در ۴ نوامبر همان 1847، درحالی که ۳۸ سال بیش نداشت، سکته کرده و درگذشت.
آنچه فلیکس مندلسون را ماندگار و از دیگر آهنگسازان بنام متمایز ساخته، یکی پرکاری و پرباری او در ساختن سمفونی‌ها، قطعات گوناگون برای پیانو و ویولون و همچنین اوراتوریوم‌هایی هستند که شاید بتوان آنها را به اپراهای مذهبی معنی کرد.
مندلسون همچنین کاشف آثار ناشناخته‌ باخ هم هست، یعنی کسی که شخصیت برجسته‌ باخ را با اجرا و رهبری آثار او مانند اپرای مذهبی "متی" در کشورهای گوناگون اروپایی به همگان شناساند.
هرچند مندلسون را پیرو مکتب رومانتیسم در موسیقی می‌دانند، یعنی سازنده‌ آثاری هدفمند و دارای پیام شخصی آفریننده‌ آن، ولی او همواره از حیث سبک و سیاق به مکتب کلاسیک وفادار ماند.
از آثار ماندگار او می‌توان از مجموعه‌ ۸ جلدی ترانه‌های بی‌کلام، اپرای مذهبی پولس رسول و سمفونی‌های اسکاتلندی و سمفونی مشهور به پروتستان‌ها نام برد




نوع مطلب : زندگینامه بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/08/12
شهروز شمس
 
حقیقت را در همه جا جستجو كن
«آسترو بوی»، انیمیشن كمیك استریپی و ماجراجویانه جدید سینما، یك اثر فانتزی است كه قصه اصلی آن متعلق به ژاپنی‌ها است. این فیلم كه براساس قصه كتاب مصور اوسامو تزوكا ساخته شده، نام دیوید باورز را به عنوان كارگردان بر خود دارد. او فیلمنامه اقتباسی فیلم را با همكاری تیموتی هریس نوشته است. این قصه در عین حال از حال و هوایی علمی تخیلی نیز برخوردار است. صداپیشگان این اثر عبارتند از نیكلاس كیج، فردی هایمور، شارلیز ترون، ساموئل ال جكسن، كریستین بل، بیل ینگی، دانلد ساترلند، یوگن لوی و ناتان لین، «آسترو بوی» با شعار تبلیغاتی «حقیقت را در همه جا جستجو كن» روی پرده سینماها رفت.

قصه

متروسیتی، شهری صنعتی در آینده‌ای نه‌چندان دور است كه ربات‌ها در آن حضور دارند و در خدمت مردم سیاره هستند. به دلیل مشكلات متعدد زیست‌محیطی كه روی كره زمین به وجود آمده است، بسیاری از مردم مجبور شده‌اند به متروسیتی كوچ كنند. مردم عادی در كنار سیاستمداران، دانشمندان و اعضای خبره جامعه در این محل زندگی می‌كنند. دكتر تنما (با صدای نیكلاس كیج)‌ دانشمندی است كه در متروسیتی زندگی و فعالیت می‌كند. او بزودی موفق به كشف و اختراع یك منبع انرژی بسیار پرقدرت می‌‌شود، اما در طول آزمایش‌هایی كه برای خلق این منبع انرژی صورت می‌گیرد، دكتر پسر خود را از دست می‌دهد. این مساله تاثیری منفی بر روحیه دكتر می‌گذارد و او را از پا می‌اندازد. دوستان دكتر تنما كه افسردگی او را می‌بینند، پیشنهاد تازه و عجیبی به او می‌دهند. آنها از دكتر می‌خواهند به كمك وسایل و اشیایی كه در دست دارد، یك ربات خلق كند كه شبیه پسرش است. او می‌تواند به كمك «دی ان آ» پسرش، موجودی خلق كند كه بسیار شبیه فرزند از دست داده‌اش است. فرق این ربات با پسر واقعی دكتر در این است كه می‌تواند قدرت‌هایی ویژه و استثنایی هم داشته باشد. دكتر برای این ربات نام پسرش یعنی تابی را انتخاب می‌كند. تابی (با صدای فردی هایمور)‌ توانایی بدنی زیادی دارد، می‌تواند پرواز كند و به كمك اشعه ایكس داخل چشمانش، همه چیزهای پنهان را ببیند. بزودی تابی باور می‌كند كه یك موجود انسانی است؛ نه یك ربات و زمانی كه متوجه می‌شود یك موجود آهنی است، بشدت آزرده خاطر می‌شود. پس از مدتی گوشه‌نشینی، تابی چند دوست پیدا می‌كند. یكی از آنها كورا (با صدای كریستین بل)‌ كه به تابی كمك می‌كند تا وضعیت تازه‌اش را درك و قبول كند.

زمانی كه رئیس‌جمهور سیاره به نام استون (با صدای دانلد ساترلند)‌ پی به قدرت‌های فراوان تابی می‌برد، تصمیم می‌گیرد از این نیرو برای انتخاب دوباره خود به عنوان رئیس‌جمهور بهره بگیرد. او كه موجودی شرور است، احساس می‌كند شانس زیادی در رقابت‌های انتخاباتی ندارد. تابی كه حالا همه او را با نام آستروبوی می‌شناسند، به كمك دوستان تازه‌اش،‌ مبارزه جدیدی را برای ادامه حیات شروع می‌كند. هام اگ (با صدای ناتان لین)‌ یك آدم طماع است كه مسوولیت واحد ربات‌های سیاره را به عهده دارد. او دشمن شماره یك آستروبوی است و طبیعی است كه اگر متوجه هویت واقعی تابی شود، زندگی را برای او سخت خواهد كرد. این در حالی است كه آستروبوی می‌خواهد با كمك به مردم عادی، تبدیل به یك ابرقهرمان معروف و سرشناس شود. زمانی كه گروهی از موجودات بیگانه فضایی به محل زندگی تابی و اطرافیانش در متروسیتی حمله می‌كنند، او فرصت آن را پیدا می‌كند كه قابلیت‌های خود را به نمایش بگذارد و با شركت در بزرگ‌ترین چالش زندگی‌اش، به آرزوی بزرگ و همیشگی خودش دست پیدا كند.

نقد

«آستروبوی» دیوید باورز، نسخه دوباره‌سازی شده و انگلیسی زبان یك كارتون قدیمی ژاپنی است. این كارتون كه در زبان ژاپنی با نام «اتم توانا» شناخته شده است، اولین بار در فاصله سال‌های 1963 تا 1966 از تلویزیون ژاپن پخش شد. این كارتون قصه خود را از مجموعه كتاب مصور و پرخواننده اوسامو تزوكا گرفته بود كه اولین بار در سال 1952 منتشر شده بود. منتقدان ژاپنی از كارتون تلویزیونی «آستروبوی» به عنوان اولین محصول انیمی ژاپنی نام می‌برند. انیمی لقبی است كه اهل فن و منتقدان به كارتون‌های ژاپنی داده‌اند. معروف‌ترین انیمی‌های ژاپنی را هایائو میازاكی (خالق «قلعه متحرك هاول»‌ و «شهر ارواح)»‌ ساخته كه لقب والت دیزنی ژاپن را گرفته است. خود ژاپنی‌ها «آستروبوی» را دوبار در دهه 1980 و سال 2002 دوباره‌سازی كردند. باورز پس از دیدن نسخه اریژینال سال 1963 این مجموعه، تصمیم گرفت آن را دوباره‌سازی كند. او با تهیه‌كنندگان ژاپنی كار تماس گرفت و آنها در طول تولید فیلم، همكاری خوب و نزدیكی با این فیلمساز داشتند. بخشی از هزینه‌های تولید فیلم را تهیه‌كنندگان هنگ‌كنگی پرداخت كرده‌اند.

به همین دلیل، برای اولین بار در تاریخ سینمای چین و هنگ‌كنگ، «آستروبوی» همزمان در آمریكای شمالی، در این دو كشور اكران عمومی شد. هنگام تولید فیلم قرار بود اسكارلت یوهانسن به جای كاراكتر كورا صحبت كند. اما به دلایلی كه هیچ وقت معلوم نشد، كریستین بل به جای این شخصیت حرف زد. همزمان با نمایش عمومی فیلم در ژاپن، مجموعه تلویزیونی اریژینال «آستروبوی» به صورت دی‌وی‌دی پخش می‌شود. رسانه‌های گروهی در زمان تولید فیلم، اخباری منتشر كردند كه حكایت از مشكلات اقتصادی آن می‌كرد. از قرار معلوم، در آخرین روزهای تولید، هزینه ساخت آن ته كشید و تهیه‌كنندگان به زحمت حاضر شدند پول و سرمایه‌ لازم را در اختیار سازندگان فیلم بگذارند. شركت سونی در سال 1999 قصد داشت امتیاز تولید نسخه دوباره‌سازی شده «آستروبوی» را از طرف ژاپنی آن خریداری كند. هدف شركت سونی تولید یك فیلم زنده/ انیمیشن از این قصه بود، ولی این شركت با مالكان اصلی اثر به توافق نرسید.

كیكاووس زیاری

منبع : www.jamejamonline.ir





نوع مطلب : انیمیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/08/12
شهروز شمس

به گزارش ایسنا، مراسم تشییع پیكر مرحوم رسام ساعت 10 صبح روز سه‌شنبه برگزار می‌شود و پیكر وی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده خواهد شد.

مسعود رسام كارگردان سینما و تلویزیون، ساعت 14 عصر امروز(یكشنبه) بر اثر عارضه ناشی از سرطان خون درگذشت.

او كه كارگردانی مجموعه‌های پرمخاطبی چون «خانه سبز» و «سرزمین سبز» را برعهده داشته ‌است، متولد 1336 تهران و فارغ‌التحصیل كارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما (دانشكده صدا و سیما) بود.

وی فعالیت هنری‌اش را از سال 1358 در تلویزیون با تهیه‌كنندگی و كارگردانی فیلم‌های كوتاه، تئاتر و سریال آغاز كرد.

مسعود رسام كارگردان سینما و تلویزیون كه از مدت‌ها قبل تحت درمان قرار گرفته بود، از خرداد ماه امسال در بیمارستان «عرفان» تحت نظر پزشكان قرار گرفت.

از رسام، سریال‌های ماندگاری چون «بزرگ مرد كوچك»، «دریایی‌ها»، «همسران»،«مروارید سرخ»، «چاق و لاغر» و فیلم‌های «سیندرلا» و «علی وغول جنگل» نیز به یادگار مانده ‌است.

آخرین اثر وی، سریال «غیرمحرمانه» بود كه آن را برای شبكه تهران ساخت.

منبع : www.jamejamonline.ir

 

گروه شمس به خانواده و بازماندگان این هنرمند بزرگ تسلیت عرض مینماید ، روحش شاد





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/08/12
شهروز شمس

اندازه نما در فیلمبرداری و عكاسی

 

این تعاریف رو به كمك استادم (غلام رضا بای) تدوین كرده ام و برای تفهیم دقیق تر شما علاقه مندان در اختیارتان قرار میدهم.

 

توجه : در اینجا واحد را به اندازه برجستگی زانوی كاراكتر تا كف پای او در نظر میگیریم.

 

1-تایل کلوز آپ (T.C.U)

درشت ترین نما از یكی از اجزای كاراكتر مانند یك چشم ، دو چشم ، لب ، بینی و غیره می باشد

 

توجه :

لازم به توضیح است که اصطلاح اینسرت برای تصاویر درشت از اشیا و یا انجام عملی که از نشان دادن آن مطلبی بیان میشود بكار میرود كه در بعضی مواقع از اصطلاح پلان میانی نیز استفاده میشود.

 

2- اکستریم کلوز آپ ( E.C.U )

نمایی درشت از صورت كاراكتر از زیر چانه تا وسط پیشانی را گویند.

 

3- بیگ کلوز آپ ( B.C.U )

نمایی از صورت كاراكتر از استخوان تر قوه تا مماس بالای سر را بیگ كلوز آپ گویند. این نما برای تاثیر گذاری بیشتر بربیننده مورد استفاده قرار می گیرد كه اغلب میتواند بیانگر هویت و حس كاراكتر باشد.

 

4- کلوز آپ (C.U )

نمایی است درشت از برجستگی سینه تا یك چهارم واحد بالای سر كاراكتر. این نما گویای حالات خاص فرد درموقعیتهای متفاوت است. ازاین نما برای تاکید بیشتر صحبتهای شخص استفاده می شود. محیط اطراف بطور ناواضح (فلو) است و تاثیری بربیننده ندارد.

 

5- مدیوم کلوز آپ (M.C.U)

نمایی که از پرده دیافراگم (زیر سینه) تا كمی بیشتر از یك چهارم واحد بالای سر كاراكتر را شامل می شود. استفاده از این نما هنگام توجه به فرد صحبت کننده یا فرد مقابل او و یا عکس العملهای آنان میباشد.

 

6- مدیوم شات (M.S)

اندازه این نما از كمر یا برجستگی لگن خاصره یا به اصطلاح كمربند كاراكتر تا یك سوم واحد بالای سر او میباشد كه در این نما امكان حركتهای جزئی برای كاراكتر فراهم است.

 

7-  آمریکن شات یا نی شات (A.S) یا (N.S)

این نما كه اندازه ای به نسبت جدیدتر از نماهای دیگر در سینما محسوب میشود نمایی است از برجستگی زانو تا دو سوم واحد بالای سر كاراكتر . ابداع این نما در فیلمهای وسترن بوده و بر مبنای نظریات مختلف برای نشان دادن اسب ، هفت تیر كشی كاراكتر و همینطور بارانی های وسترن بكار میرود. در این نما تاثیر محیط بیشتر شده و به همان اندازه از تاثیر فرد کاسته می شود.

  

8- لانگ شات (L.S)

اندازه این نما از یك دوم واحد زیر پای كاراكتر تا یك واحد بالای سر او میباشد. میتوان در این نما که یک یا چند نفر در حال گفتگو یا انجام کاری در صحنه را نشان داد. دراین نما قسمتهای زیادی از صحنه دیده می شود و می توان گفت صحنه و فرد تاثیر یکسانی دارند مانند راه رفتن افراد درخیابان.

 

9- اکستریم لانگ شات (E.L.S)

نمایی است بسیار دور از انسان كه در آن انسان به اندازه یك خط یا نقطه دیده میشود و یا نمایی است از یک شهر ، روستا و یا غیره . در این نما فرد تاثیر ندارد و محیط و عوامل آن بر مخاطب تاثیر دارد. این نما برای معرفی منطقه وسیع و یا جمعیت انبوه یا تنهایی یک فرد در منطقه وسیع استفاده می شود.

 

توجه :

 

کلوز شات (C.S)

تفاوت آن با كلوز آپ در این است كه در كلوزآپ فلو در بك گراند كاراكتر بوده ولی در كلوز شات فكوس در بك گراند كاراكتر میباشد

 

اور شولدر

نمایی است از پشت سر و شانه یك فرد ، به اندازه M.C.U یاC.U  یك فرد در روبرو . از این نما معمولا برای تقطیع صحبتهای بین دو نفر استفاده می شود.

 

پروفایل شات

به نماهای نیم رخ كفته میشود.





نوع مطلب : سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/08/12
شهروز شمس
زیبایی شناسی موسیقی عامه پسند
 
 عموما موسیقی عامه‌پسند (porular music)را نوعا متفاوت با موسیقی خاص و موسیقی هنری تلقی می‌كنند و تا همین اواخر، مباحث فلسفی درباره موسیقی منحصرا متوجه موسیقی خاص(serious music)یا موسیقی هنری(art music)بود. اما طی سال‌های اخیرموسیقی عامه پسند موضوع مهمی‌برای فیلسوفانی شده كه پیگیر یكی از این دو طرح ذیل هستند:

 نخست، موسیقی ‌عامه پسند توجه فیلسوفانی را جلب كرده ‌است كه آن را به مثابه نمونه‌ای از موضوعات فلسفه‌های موسیقی متعارف و غالب می‌دانند. حتی هم اكنون، غالب توجهات در فلسفه موسیقی مصروف موسیقی‌های كلاسیك اروپایی است. بنابراین اگر تفاوت‌های عمده‌ای بین موسیقی عامه پسند و موسیقی هنری وجود دارد، دامنه بحث در فلسفه موسیقی گسترش می‌یابد، به گونه‌ای كه موسیقی عامه پسند را نیز شامل می‌شود و همین باعث می‌شود ما متمایل به بازنگری درباره ماهیت موسیقی شویم. در‌ثانی، موسیقی عامه پسند به شكل روز افزون به عنوان نقطه محوری در مباحث كلی درباره ارزش هنر و زیبایی به كار گرفته می‌شود. تعداد در حال رشدی از فلاسفه موسیقی عامه پسند را به عنوان رشته‌ای حیاتی و از حیث زیبایی‌شناختی غنی می‌دانند كه به واسطه زیبایی‌شناسی سنتی به حاشیه رانده شده است. آنها استدلال می‌كنند كه موسیقی عامه پسند مثال نقض‌های مهمی‌دربرابر آموزه‌های پذیرفته شده در فلسفه هنر محسوب می‌شود. مباحث مشابهی درباره زیبایی‌شناسی «جاز» مطرح شده است، اما این مباحث خارج از دامنه بحث این مقاله است.

هرچند مقوله موسیقی عامه پسند از پیش تفاوت‌هایی را با موسیقی خاص مفروض می‌دارد، درباره ماهیت این تفاوت‌ها غیر از این قضیه تقریبا همان‌گویی كه «موسیقی عامه پسند موسیقی‌ای است كه بیشتر مردم آن را به موسیقی هنری ترجیح می‌دهند»، كمتر توافق وجود دارد. این عدم توافق در [چرایی] استقبال عمومی ‌هنگامی‌كه در كنار این فرضیه احتمالی قرار گیرد كه موسیقی عامه پسند از حیث زیبایی‌شناختی متفاوت با موسیقی فولكلور(مردمی‌یا سنتی)(folk music)، موسیقی هنری و دیگر انواع موسیقی است، (علاوه بر مسائل جامعه‌شناختی) مسائل فلسفی‌ای را ایجاد می‌كند. توافقی كلی درباره‌ گستره و دامنه دلالت مفهوم موسیقی عامه‌پسند وجود دارد كه براساس آن، مثلا موسیقی‌های گروه بیتلز، عامه پسند محسوب می‌شوند ولی موسیقی‌های ساخته ایگور استراوینسكی عامه پسند به حساب نمی‌آیند. اما توافق مشابهی درباره این‌كه اصطلاح «موسیقی عامه‌پسند[ »دقیقا] چه معنایی می‌دهد یا این‌كه چه وجوه متمایزی از این موسیقی عامه‌پسند است، وجود ندارد. تاملات فلسفی اخیر درباره موسیقی عامه‌پسند به طور كلی از تعریف این نوع موسیقی طفره می‌روند. بحث درباره انواع و نمونه‌های خاصی از موسیقی عامه پسند در طرح‌های وسیع‌تر فلسفی متداول است. چنین استدلال‌هایی بر موسیقی «راك»، «بلوز» و «هیپ‌هاپ» متمركز است.

ماهیت ارزش زیبایی‌شناختی موسیقی و ادعای خودبنیادی موسیقی، از جمله موضوعاتی هستند كه در این مدخل مورد بررسی قرار گرفتند.

پیش زمینه فلسفی

از آنجا كه هم افلاطون و هم ارسطو درباره موسیقی تاملاتی فلسفی را ارائه كرده‌اند، فلسفه موسیقی مقدم و دارای عمری طولانی‌تر نسبت به فلسفه مدرن هنر است و با آن یكی نیست. با این حال، فلسفه موسیقی بشدت متاثر از فرضیات زیبایی ‌شناختی مدرنیسم بوده است. فلاسفه قرن 18 رشته مطالعاتی جدیدی را تحت عنوان زیبایی‌شناسی راه انداختند و در این رشته درباره اصل وحدت بخش «هنرهای زیبای» اروپای پس از رنسانس پژوهش كردند. این اصل می‌بایست علم و حرفه را از فعالیت‌هایی مثل موسیقی، شعر، تئاتر، رقص، نقاشی و مجسمه‌سازی متمایز می‌كرد. با توجه به این پیشینه، بیشتر نظریه پردازی‌های بعدی درباره موسیقی به شكل مشخص و آشكارا متاثر از تمایلات مدرنیستی درباره هنر بودند. 3 تصور بویژه با تلاش‌های بعدی برای تمییز دادن هنر از هنر عامه پسند ارتباط داشت. نخست این‌كه هنر محصول نبوغ است. هنر همواره در نمو است، بنابراین هنر موفق جدید متضمن پیشرفت است. دوم این‌كه ارزش هنر، ارزش زیبایی‌شناختی است و ارزش زیبایی‌شناختی خودبنیاد است. ارزش هنری اثر را نمی‌توان به منفعت، تاثیرات اخلاقی یا كاركردهای اجتماعی اثر فروكاست. سوم این‌كه، آنچه درباره هنرهای زیبا صدق می‌كند، درباره موسیقی نیز صادق است. از اواسط قرن 18 تا اواسط قرن 19، فیلسوفان موسیقی را ستون نظام نوپدید هنرهای زیبا می‌دانستند. در نتیجه، اگر موسیقی فاقد نبوغ و خودبنیادی بود، هنر محسوب نمی‌شد. از ابتدای قرن 20 اغلب روشنفكران در توافقی نخبه‌گرایانه موسیقی عامه‌پسند را فاقد این ویژگی‌ها دانستند.

ادوارد‌هانسلیك: هنر موسیقی هنر سامان دادن به آواها است. صرفا ویژگی‌های ساختاری موسیقی است كه اهمیت دارد و اهمیت این ویژگی‌ها به‌خاطر خودشان است [و نه امر دیگری]

با این‌كه بدنه اصلی روشنفكری قرن 18 بر نظریه‌پردازی‌های بعدی تاثیرگذار بود، تمایز واضحی را بین هنر زیبا و هنر عامه‌پسند معرفی نكرد. مثلا فلسفه هنر كانت تلاشی برجسته و مهم در زیبایی‌شناسی قرن هجدهم است. كانت در فلسفه هنر خود تاكید بسیاری بر نبوغ و خودبنیادی زیبایی‌شناختی می‌كند. همیشه گفته شده كه براساس این عناصر زیبایی‌شناسی كانت، موسیقی عامه‌پسند دارای جایگاه هنری نیست. بسیاری از تحلیل‌های فلسفی بعدی درباره تمایز بین موسیقی هنری و موسیقی عامه‌پسند الهام گرفته از این اظهار نظر كانت هستند كه هنرهای دون پایه(the lesser arts)ذهن (mind)را كودن(dull)می‌كند. تاثیر و تاثر تصورات و تجربه صوری از مشخصه‌های هنر زیبا است كه هنر عامه‌پسند بدون آن و صرفا سرگرمی ‌است.(55-453 )see Kaplan, با این حال توجه به این نكته اهمیت دارد كه خود كانت با رشته‌ای به نام موسیقی عامه پسند آشنا نیست و بنابراین او هنرهای دون پایه و هنر عامه پسند را در یك مرتبه قرار نمی‌دهد. به‌علاوه موضع كلی او درباره ارزش موسیقی نافرجام است. با توجه به این‌كه بعدها مشهور شد كه او یك فرمالیست است، مخاطبان آثار او همیشه با ملاحظه این دغدغه او شگفت‌زده می‌شوند كه موسیقی بدون آواز « (instrumental music)صرفا بازی با حواس است» و بنابراین «پایین‌ترین جایگاه و دون‌ترین‌شان را در میان هنرهای زیبا داراست(991 » )Kant,، بخصوص توجه كنید به اظهاراتی از كانت كه مدعی است ‌باید به موسیقی‌های همراه با آواز ، سرودها یا ترانه‌ها)songs( جایگاه بالاتری نسبت به موسیقی بدون آواز داد، به طوری كه كانت احتمالا برای یك آواز مردمی (یعنی سنتی یا فولكلور) (folk song)ارزش زیبایی‌شناختی بیشتری قائل است تا كنسرت‌های برندنبرگ باخ (J. S. Bachs Brandenburg concertos)

سكوت فلسفه در قرن 18 درباره تفاوت‌های بین سرودها و ترانه‌های هنری و سرودها و ترانه‌های عامه پسند نباید به این معنا تلقی شود كه هیچ‌كس درباره موسیقی عامه‌پسند نیز بحث نكرده است. در جایی كه ما بحث قرن هجدهمی‌ها درباره این موضوع را می‌خواهیم، عامه پسندی متضاد با هنر نیست. مثلا تقریبا همان زمان كه كانت این مساله را مطرح كرد كه آیا موسیقی بدون آواز شایستگی دارد كه هنر زیبا نامیده شود، موتزارت، آهنگساز درباره اهمیت به كار گیری ملودی‌های به یادماندنی و عامه پسند در ساخت اپراهای خود مطلب می‌نوشت. اما حتی در اینجا این تلقی كه مقولات روشنگری موید تمایزی آشكار بین موسیقی هنری و موسیقی عامه پسند است، تلقی‌ای كهنه و «تاریخ گذشته» است. فیلسوفان این دوره در بهترین شرایط مدعی وجود تفاوت‌ها بین ذائقه پالوده و ذائقه عوامانه شدند. این تمایز بین ذائقه بهتر و ذائقه پست‌تر بتدریج به سمت به رسمیت شناختن آشكار فضای متمایزی از فرهنگ و موسیقی عامه پسند تحول پیدا كرد(98-94 . )Shiner,

تمایز جدی‌تری بین موسیقی هنری و دیگر موسیقی‌ها بتدریج طی قرن 19 نمایان شد. اواسط این قرن، مباحث فلسفی درباره موسیقی آغاز به بررسی و پاسخ‌های مقطعی درباره این مساله كرد كه ما هم اكنون چه موسیقی‌ای را موسیقی عامه پسند می‌دانیم. فلسفه موسیقی به شكل روزافزون بر تبیین این مساله متمركز شد كه چرا كنسرت‌های موسیقی اروپایی از حیث موسیقایی ویژه و ممتاز هستند. ادوارد‌هانسلیك با تاكید بر نظر كانت مبنی بر خودبنیادی ارزش زیبایی‌شناختی، بر موسیقی صرف و بدون آواز تمركز می‌كند. هنر موسیقی هنر سامان دادن به آواها است. صرفا ویژگی‌های ساختاری موسیقی است كه اهمیت دارد و اهمیت این ویژگی‌ها به‌خاطر خودشان است [و نه امر دیگری.] موسیقی ناخالص كه مبتنی بر كلمات و اظهارات هیجانی است، مخاطبان خود را از طریق جذابیت‌های غیر موسیقایی راضی می‌كنند. در این تحلیل موسیقی عامه‌پسند اغلب از طریق رهاوردهای افزوده بر موسیقی(its extra-musical rewards)، مخاطب خود را راضی می‌كند. زیبایی‌شناسی فرمالیستی هانسلیك، در دفاع از برتری موسیقی بدون آوازinstrumental music ، این نگرش را تقویت می‌كند كه موسیقی عامه پسند كه بر آواز تاكید می‌كند، فاقد ارزش زیبایی‌شناختی است. ‌هانسلیك زیبایی‌شناسی كانتی را علیه این تصور كانت كه موسیقی بدون آواز فاقد ارزش زیبایی‌شناسی است، به كار می‌برد.

ربع قرن بعد، ادموند گارنی(Edmund Gurney)استدلالی دیگر را به نفع خودبنیادی موسیقی مطرح كرد. هرچند او پذیرفت موسیقی عامه پسند احتمالا از حیث خوش آهنگی ارزشمند است، اما او به جنون اظهارات هیجانی [كه از مشخصه‌های موسیقی عامه پسند است] بشدت انتقاد كرده و معتقد است این ویژگی آشكارا موسیقی عامه پسند را به جایگاهی پایین‌تر و پست‌تر نزول می‌دهد. ‌هانسلیك و گارنی هر دو علیه تمایل رمانتیك به ارج گذاشتن به ظرفیت و قابلیت معنادار موسیقی عكس‌العمل نشان می‌دهند. هر دو آنها در پاسخ به این ایده دیرین كه موسیقی به واسطه تولید احساس، هیجان را آشكار می‌كند؛ یعنی پاسخ بدنی به موسیقی، تاكید می‌كنند كه درگیری بدنی نمایانگر واكنشی دون مرتبه‌تر است. این دو مجددا یكی از نظرات كانت را توسعه می‌دهند. كانت استدلال می‌كند كه پاسخ بدنی تمایلی شخصی به موسیقی را ایجاد می‌كند و تمایل شخصی با حكم زیبایی‌شناختی همه شمول و «محض» ناسازگار است. بعلاوه ‌هانسلیك و گارنی منشأ مهمی ‌برای این دیدگاه هستند كه موسیقی عامه پسند به این علت كه مطالبه اولیه آن بدنی و احساسی است، موسیقی دون و سطح پایین است. در مقابل، ساختارهای انتزاعی موسیقی كلاسیك پاسخ ذهنیintellectual response را اقتضا می‌كنند. بدن می‌شنود(hear)ولی ذهن(intellect)گوش می‌دهد. )listen(

موضع گارنی به طور كلی نسبت به موسیقی عامه پسند منفی نیست. او میان موسیقی عامه پسند به مثابه موسیقی تجاری «سطح پایین» (low)كه در سالن‌های نمایش عمومی و اماكن سرگرمی ‌عمومی ‌اجرا می‌شود و موسیقی عامه پسند به مثابه موسیقی‌ای كه معمولا هركسی از افراد جامعه را كه در معرض آن قرار گیرد به خود جلب می‌كند، تمایز قائل می‌شود. (407) موسیقی نوع اخیر اغلب همان موسیقی فولكلور (مردمی ‌یا محلی) است. این نوع موسیقی همچنین شامل ملود‌ی‌های جذاب آواهای اپرایی و دیگر آثار كلاسیك می‌شود. گارنی پیشتر در سال 1880 اظهار كرد كه حفظ طبقه اجتماعی مقتضی كلیشه‌هایی است كه به شكل غیرضروری دسترسی به تنوع گسترده موسیقی را محدود می‌كند. در نتیجه، عامه پسندی راستین بندرت پیشرفت و تحول پیدا می‌كند. گارنی بویژه منتقد این نظر ریچارد واگنر است كه عامه پسندی در اصل به واسطه ناسیونالیسم تحمیل شده است. به نظر گارنی اگر جذابیت موسیقی به هر نحوی در مرزهای اجتماعی محدود شود، آن موسیقی، موسیقی عامه پسند نیست.

دیدگاه‌های نیچه نسبت به موسیقی محصول ثانویه فلسفه فرهنگ اوست. نیچه در ابتدا از برتری قابلیت‌های خاص موسیقی كلاسیك اروپایی دفاع می‌كند. او آهنگسازانی را كه نبوغ غیر عقلانی شان نیروی دیونیسیوسی را ایجاد می‌كند؛ نیرویی كه برای اصلاح عقل گرایی افراطی فرهنگ اروپایی مورد نیاز است، تمجید می‌كند. نیچه سرانجام از موضع خود بازگشت. او در حمله‌ای شدید به اپرای واگنر، ارزش جاودان نمونه بزرگ كه مشخصه موسیقی هنری است را رد كرد. نیچه با ویران كردن سنت زیبایی‌شناسی كانتی، اپرای بسیار عامه پسند گئورگ بیزت، تحت عنوان كارمن (1875) را به خاطر پیش پا افتادگی و سادگی آن ستایش می‌كند )see Sweeney-Turner( اما اكثر فیلسوفان دفاع نیچه از موسیقی سبك«light music» را نادیده گرفتند.

گذشته از نیچه در این دوره نگرشی كه بر اساس آن بهترین موسیقی مستقل و دارای شكل تركیبی است، بر فلسفه موسیقی حاكم بود (تقریبا جان دیوئی تنها فیلسوفی بود كه در این دوره از قدرت حیاتی هنر عامه پسند دفاع می‌كرد. اما متاسفانه دیوئی بسیار كم درباره موسیقی سخن گفت.) تقریبا تا سال 1990 فلسفه موسیقی عبارت بود از تغییراتی در موضوعی واحد. فیلسوفان از این دو فرضیه توامان دفاع می‌كردند كه موسیقی عامه پسند ذاتا متفاوت با موسیقی خاص(serious) یا موسیقی هنری(art music)است و موسیقی عامه پسند از حیث زیبایی‌شناختی پایین مرتبه‌تر از موسیقی خاص است. در نتیجه بیشتر فیلسوفانی كه به خود زحمت بحث درباره موسیقی عامه پسند را می‌دادند، بر تعیین و تشخیص نقص‌های زیبایی‌شناختی‌‌ای كه از ذاتیات این نوع موسیقی است ،متمركز می‌شدند.

مترجم: محیاسادات اصغری

منبع : www.jamejamonline.ir





نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/07/2
شهروز شمس
 
مصائب یك روبات عاشق‌
جام جم آنلاین: زمان؟ 800 سال بعد. مكان؟ جایی روی همین زمین خودمان، شاید همین جایی كه شما رویش ایستاده‌اید. آدم‌ها؟ اگر منظورتان شخصیت‌های فیلم و كسانی كه قصه فیلم را جلو می‌برند، باشد، 2 روبات كه چون اولی عاشق است و اسمش هم روی فیلم است، پس قاعدتا شخصیت اصلی است و دومیش یك روبات دیگر به اسم «ایو» كه او هم نقشش كمتر یا كم‌اهمیت‌تر از دوستش نیست.
اصلا كی گفته معشوق‌ها - از نوع روبات یا غیرروبات یا انیمیشن و غیرانیمیشنش فرق نمی‌كند دومند؟

منظور؟ كه گزارش جلسه نقد و بررسی انیمیشن «وال ای» است در حوزه هنری با حضور حسین معززی‌نیا، منتقد و نویسنده سینمایی و بزرگمهر حسین‌پور، كاریكاتوریست و انیماتور. خب حالا كه تیتراژ به اینجا رسیده، یك «با تشكر از خانواده محترم رجبی» هم بگذارید تا برویم سراغ اصل ماجرا.

«وال ای» شخصیت اصلی قصه فیلم روباتی است كه در روی زمین تنها زندگی می‌كند. سال 2700 است و بشر به دلیل مشكلاتی كه زمین دارد، آن را ترك كرده است و در سفینه‌‌های فضایی در دل كهكشان‌ زندگی می‌كند. زندگی روزمره و یكنواخت وال ای با حضور یك روبات دیگر به نام «ایو»، نشاط و تحرك تاز‌ه‌ای پیدا می‌كند. او كه دلباخته ایو شده، تصمیم می‌گیرد راهی پیدا كند تا كره زمین به حالت اولیه‌اش برگردد و آدم‌ها بتوانند برای ادامه زندگی به آن برگردند.

حسین معززی‌نیا در ابتدای جلسه با تاكید بر این كه بدون پیشینه انیمیشن نمی‌شود درباره «وال ای» حرف زد، می‌گوید: «پیكسار از دهه 80  لحن جدید و قواعد تازه‌ای را وارد انیمیشن‌های سنتی كرد، یكیش این بود كه انیمیشن‌های سنتی، كودكان و نهایتا  جوان‌ها را به عنوان مخاطب در نظر می‌گرفتند؛ ولی این جور كه پیداست پیكسار مخصوصا بعد از «شیرشاه» مخاطب بزرگ سال را هدف گرفته.

نمونه‌اش همین است كه موضوع پیچیده و ثقیلی مثل فجایع زیست‌محیطی و از بین رفتن كره زمین را به عنوان موضوع اصلی كارش انتخاب كرده. ویژگی دیگر كار‌های پیكسار، ارجاع به فیلم‌های مهم روز و شوخی و بهره‌گیری از آنهاست.

اشاره معززی‌نیا به تمام فیلم‌های بزرگ سینمای علمی  تخیلی مثل 2001: یك اودیسه فضایی، جنگ‌‌های ستاره‌ای، ئی‌تی، پیشتازان فضا و برخورد نزدیك از نوع سوم‌ است كه «وال ای» به عنوان اولین انیمیشن فضایی به نحوی از هر كدام از آنها استفاده كرده و بهشان ارجاع داده است.

طبیعی است كه وقتی یك طراح و انیماتور قرار است یك انیمیشن یا به زبان خودمانی‌اش كارتون را نقد كند و درباره‌اش حرف بزند، بیشتر به جنبه‌های بصری و تكنیكی كار توجه می‌كند تا چیز‌های دیگر. بزرگمهر حسین‌پور هم حرف‌هایش را با این توضیح شروع می‌كند كه حالا انیمیشن سه‌بعدی دنیای انیمیشن را قبضه كرده و قابلیت این را دارد كه هر چیزی را به تصویر بكشد.

ظهور نرم‌افزار‌های جدید این توانایی را به دست‌اندركاران انیمیشن سه‌بعدی داده كه هر كاری دلشان می‌خواهند، بكنند؛ آن هم جوری كه دنیای انیمیشن دوبعدی هیچ وقت تصورش را نمی‌كرد. حالا فقط دوبعدی‌ها را در زمان‌ها و جا‌های خاصی مثل جشنواره‌ها می‌بینیم.

حسین پور با این توضیح كه «وال ای» از نظر تكنیكی، قوی‌ترین انیمیشنی است كه تا حالا تولید شده، ادامه می‌دهد: «این انیمیشن بخوبی جدایی انسان از خودش، طبیعت و خدا را نشان داده. تمام دستاورد انسان در زمینی كه از او بجا مانده، چیزی نیست جز زباله و آهن. او در این شرایط در غفلت كامل است و راه نجاتش فقط و فقط بازگشت به عشق است.»

از نظر او، طراحی كاراكتر، یكی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین بخش‌های تولید انیمیشن است و اگر كاراكترها خوب طراحی نشوند، به یك ایده و فیلمنامه خوب و درخشان هم لطمه می‌زنند. كاراكتر‌های انیمیشن در حقیقت مثل بازیگران یك فیلم زنده هستند كه اگر طراحی گریم و لباس خوبی نداشته باشند، حضور قوی و تاثیرگذاری ندارند.

قوی‌ترین نكته «وال ای» هم همین طراحی كاراكتر‌های آن است. جالب اینجاست كه با این كه آنها موجوداتی ناشناخته و غیرملموسند، آنقدر دقیق و درست طراحی شده‌اند كه غم و شادی و همه حالت‌هایشان از طریق چشم‌ها و میمیك صورتشان به بیننده منتقل می‌شود، حتی عاشقانه‌ترین نگاه‌ها را در صورت كاراكتر وال‌ای می‌بینیم، بدون این كه فرم عضلات صورت آهنینش به هم بریزد.

شاید یكی از دلایل ارتباط خوب تماشاگران با فیلم همین كاراكتر «وال ای» باشد كه با چشم‌های دوربین‌وار و گردن باریكش به‌ ئی تی شبیه است كه با گذشت سال‌ها، صفات انسانی به خودش گرفته.

این البته اولین باری نیست كه پیكسار با كارهایش ملت را شوكه كرده. معززی‌نیا هم با اشاره به چندتا از محصولات قبلی این شركت، «كمپانی لولوها» را مثال می‌زند و می‌گوید: «در این فیلم هم لولوها هویت مشخصی ندارند؛ ولی طراحی‌شان خیلی خوب و متنوع است.

«وال ای» هم روباتی است كه مدام خودش را بازآفرینی می‌كند. برخلاف لولوها كه مثل آدم‌ها حرف می‌زنند، از «وال ای» فقط یك سری اصوات نامفهوم می‌شنویم كه كاراكترش را تكمیل می‌كند. می‌بینیم كه همه آدم‌ها مثل هم شده‌اند و دیگر اصلا كار نمی‌كنند؛ ولی او تا آخر كار، یك روبات سختكوش وظیفه‌شناس كه از آدم‌ها هم بیشتر كار می‌كند، باقی می‌ماند.»

به عقیده او، داستان «وال ای» علاوه بر این كه خود پیكسار به دنیای انیمیشن‌ها اضافه كرده، هم ویژگی‌های ژانر اكشن را دارد و می‌شود قواعد رومانس یا كمدی رومانتیك را درش پیدا كرد؛ چون این روبات می‌خواهد توجه طرف مقابلش را  جلب كند و او با خشونت جوابش را می‌دهد. نیرو‌های بیرونی هم مدام سعی می‌كنند رابطه آنها را قطع كنند، در نهایت هم داستان، مثل همه كمدی رومانتیك‌ها پایان خوشی دارد.

این بار وقتی دوباره نوبت به بزرگمهر حسین‌پور می‌رسد، با طرح این سوال كه انیمیشن ایران در كجا قرار دارد، سر درددلش حسابی باز می‌شود: «مشكل ما این است كه مدام نبش قبر می‌كنیم و به گذشته برمی‌گردیم. اولین چیزی كه برای انیمیشن به ذهن خلاقمان می‌رسد، رستم و سهراب و بقیه كاراكتر‌های تكراری شاهنامه و مثنوی است كه همه بچه‌ها هم آنها را می‌شناسند و چون می‌دانند چه می‌كنند، هیچ جذابیتی برایشان ندارند.

ما به خودمان زحمت نمی‌دهیم كه نگاه جدیدی به این داستان‌ها داشته باشیم. برای همین وقتی كاراكتری مثل بتمن یا سوپرمن خلق می‌شود، بچه‌ها كنجكاو می‌شوند بدانند آنها كی هستند و چه می‌كنند.»

حسین‌پور سعی می‌كند توضیح بدهد با تاریخ و پشتوانه فرهنگی‌مان مخالف نیست و فقط باید نوع نگاهمان را به ماجرا عوض كنیم. باید تعارف را با خودمان كنار بگذاریم و از تجربه آن ور آبی‌ها استفاده كنیم: «گذشته، نگاه به آینده را ازمان گرفته، تاریخمان برایمان شده دردسر؛ ولی انیمیشنی مثل «وال ای» فضایی خلق می‌كند كه حتی تصورش را هم نمی‌توانیم بكنیم، چون چیزی را ساخته‌اند كه تا حالا وجود نداشته.»

اگر مطالبی را كه درباره این انیمیشن به فارسی ترجمه شده، در اینترنت جستجو كنید، به مصاحبه‌ای با كارگردانش اندرو‌استانتن برمی‌خورید كه در آن گفته، موقع ساخت فیلم‌هایش اصلا به واكنش تماشاگران فكر نمی‌كند و فقط تلاش می‌كند یك فیلم خوب بسازد؛ چون فكر كردن به این كه تماشاچی چی می‌خواهد، نقطه شروع ساخت یك فیلم بد است. باید كاری را انجام بدهی كه فكر می‌كنی درست است.

حسین‌پور با اشاره به همین جمله می‌گوید كه همین دیدگاه نسبت به انیمیشن است كه  باعث پیشرفت آنها شده، اگر جسارت و خلاقیت داشته باشیم، ممكن است بتوانیم كار‌های جدیدی بكنیم. حتی اگر نتیجه اش هم مزخزف از كار دربیاید، ارزشش را دارد، باید ازش بگذریم و به مراحل بعدی فكر كنیم.

معلوم است كه منظور حسین‌پور، دشمنی با تاریخ و فرهنگ و تمدن خودمان نیست. با این حال، حرف‌هایش كم و بیش ثقیل و برخورنده است؛ جوری كه حسین معززی‌نیا سعی می‌كند سوءتفاهم‌های احتمالی را برطرف كند: «كسانی كه ذات قصه‌گویی و روایت را نشناسند، ممكن است با این حرف‌ها دچار سوءتفاهم بشوند. به نظرم، باید داستان‌های خودمان را به عنوان كهن الگو‌های داستان‌گویی بازشناسی كنیم. «وال ای» هم براساس همان الگوها ساخته شده.»

او از طرف دیگر هم با اشاره به چند فیلم و سریال خاص روی بحث كاربرد خلاقیت موقع برخورد با این داستان‌ها تاكید می‌كند و می‌گوید: «وقتی به سراغ قصه‌های كهن و مذهبی و قرآنی می‌رویم، خیال می‌كنیم همه چیز آماده است. فكر می‌كنیم علاقه مردم به دیدن این داستان‌ها بس است و ما فقط باید آنها را به صورت خام اجرا كنیم. در صورتی كه باید آنها را خلاقانه بازآفرینی كرد، وگرنه فاجعه‌ای كه بارها شاهدش بوده‌ایم، دوباره تكرار می‌شود.»

بزرگمهر حسین‌پور در پایان به یكی دیگر از مشكلات ما برای تولید انیمیشنی مثل «وال ای» اشاره می‌كند و می‌گوید: «ما نمی‌توانیم به صورت گروهی با هم كار كنیم. نمی‌توانیم ستاره‌های ادبیات و سینما و انیمیشن را دور هم جمع كنیم و یك فیلم قوی بسازیم. همه ما به صورت فردی آدم‌های قوی و بااستعدادی هستیم؛ ولی نمی‌توانیم این پتانسیل را در جمع به كار بگیریم. اگر این طوری نبود، حتما تا حالا اتفاقات بهتری افتاده بود.»

جابر تواضعی‌

منبع : www.jamejamonline.ir





نوع مطلب : انیمیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/07/2
شهروز شمس
«وال ای» برترین انیمیشن سینما لقب گرفت
جام جم آنلاین: نشریه معتبر «اینترتینمنت ویکلی» در آستانه اکران انیمیشن سینمایی «9» ساخته «شین ایکر» فهرستی از 20 انیمیشن برتر تاریخ ارائه کرده که در آن «وال ای» در صدر قرار گرفته است.

«وال ای» اندرو استانتن محصول سال 2008 منزه‌ترین داستان عاشقانه سینمای قرن بیست و یکم است. اما نکته جالب آن اینجاست که شخصیت‌ های شکل‌دهنده این داستان عاشقانه دو روبوت به نام‌های وال ای و ایو هستند.

استانتن 44 ساله انیمیشن‌هایی موفق چون «در جستجوی نیمو» ، «داستان اسباب‌بازی» و «شرکت هیولاها» را هم ساخته است.

«وال ای» با صداپیشگی هنرمندانی چون سیگورنی ویور، بن برت و الیسا نایت با بودجه 180 میلیون دلاری تولید شد و علاوه بر فروش 535 میلیون دلاری در دنیا و نامزدی در پنج رشته از جمله بهترین موسیقی و بهترین فیلمنامه، جایزه اسکار بهترین انیمیشن سینمایی سال را هم در کنار 44 جایزه و 37 نامزدی از آن خود کرد.

استانتن برای ساختن «وال ای» قدرت نامحدود فناوری استودیو پیکسار را با استعداد نامحدود هنرمندان پیکسار در خدمت داستانی درآورد که در عین سادگی بسیار پیچیده است، سرشار از امید و آرزو است و شایسته هر جایزه و ستایشی که نصیب آن شده هست. از جمله عنوان بهترین انیمیشن تاریخ سینما از نگاه اینترتینمنت ویکلی.

دومین انیمیشن برتر این فهرست «شهر اشباح» هایائو میازاکی 2001 استاد مسلم سینمای ژاپن است که بسیاری او را اینگونه توصیف می‌کنند: تلفیقی از استیون اسپیلبرگ و استودیو دیسنی. فیلم داستان دخترکی 10 ساله به نام چیهیرو است که وارد یک دنیای خیالی مرموز، ترسناک و شگفت‌انگیز می‌شود. «شهر اشباح» تمام مخاطبان خود را عاشق دنیای انیمیشن می‌کند.

«بالا» به کارگردانی پیتر داکتر 2009 سومین انیمیشن برتر تاریخ از نگاه نشریه EW است. فیلمی که در همان 10 دقیقه ابتدایی با نمایش تاریخچه‌ای از ازدواج از عشق اول تا نگاه آخر احساسات مخاطبان را درهم می‌ریزد. داکتر استعاری‌ترین انیمیشن تاریخ پیکسار را ساخته که در همان دیدار اول فیلمی عمیق و دوست‌داشتنی جلوه می‌کند.

«شیرشاه» راجر الرز و راب مینکوف 1994 را بسیاری از کارشناسان اوج کار استودیو دیسنی در عرصه انیمیشن‌سازی می‌دانند که در این فهرست چهارم شده است. فیلم به لطف ترانه‌های رویایی و صداهایی شگفت‌انگیز از متیو برادریک، جرمی آیرنز و جیمز ارل جونز 772 میلیون دلار در دنیا فروخت و دو جایزه اسکار در بخش موسیقی و ترانه برد.

«پرسپولیس» مرجانه ساتراپی و ونسان پارانو 2007 در فهرست برترین انیمیشن‌های تاریخ سینما پنجم است. فیلم در واقع یک رمان تصویری از خاطرات کودکی و نوجوانی ساتراپی است که بسیاری نگاه یکسویه و جهتدار آن را نپسندیدند، اما نوع تصویرسازی «پرسپولیس» یک اتفاق در عرصه انیمیشن جهان بود که نامزد اسکار شد و جایزه ویژه داوران کن را برد.

«زشت و زیبا» 1991، «اینکردیبل‌ها» 2004، «داستان اسباب‌بازی 2» 1999، «بامبی» 1942، «کورالاین» 2004، «دامبو» 1941، «سه ‌قلوهای بلویل» 2003، «فرار مرغی» 2000، «آکی‌را» 1988، «غول آهنی» 1999، «ساوث پارک: بزرگتر، طولانی‌تر و بدون سانسور» 1999، «خدمات ارسال کیکی» 1989، «پینوکیو» 1940، «والس با بشیر» 2008 و «روح درون صدف» 1995 به ترتیب در رده‌های ششم تا بیستم برترین انیمیشن‌های تاریخ سینما از نگاه ایتنرتینمنت ویکلی قرار گرفته‌اند.

مهر

منبع : www.jamejamonline.ir





نوع مطلب : انیمیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/07/2
شهروز شمس
گروه رسانه:
مراسم افتتاحیه سامانه موشن‌كپچر و رندرفارم در استودیوی انیمیشن شهید آوینی با حضور حجت‌الاسلام طائب و ریاست بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای برگزار شد.

به گزارش فارس، محمد قهرمانی، مدیر عامل موسسه شهید آوینی در افتتاحیه این دستگاه، درباره این سیستم انیمیشن‌سازی، گفت: این سیستم به مدت 6 ماه نصب و راه‌اندازی شد و فضای سوله‌مانندی برای آن طراحی شد و 16 دوربین فیلمبرداری در این سالن نصب شد.

وی افزود: بحث تست موشن كپچر با ساخت انیمیشن قهرمان كوچك انجام شد و قرار است انیمیشن «افول صاعقه» را در مورد انرژی هسته‌ای و انیمیشن تروریسم را تولید كنیم.

منبع : www.jamejamonline.ir





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/07/2
شهروز شمس
 
ژاپنی‌ها و پری دریایی كوچولو
«پونیو» انیمیشن سنتی و دستی جدید صنعت سینمای ژاپن، هفته گذشته روی پرده سینماهای آمریكا، كانادا و چند كشور اروپایی رفت. این اثر فانتزی و ماجراجویانه را هایائو میازاكی، انیماتور كهنه‌كار و مطرح ژاپنی، براساس فیلمنامه‌ای از خودش كارگردانی كرده است. او طرح اصلی قصه انیمیشن خود را از قصه قدیمی و كلاسیك «پری دریایی كوچولو» اثر هانس كریستیان آندرسن گرفته است. كمپانی والت دیزنی هم در دهه 80، یك فیلم انیمیشن موفق براساس این قصه تولید كرد. این كمپانی كه توزیع‌كننده فیلم «پونیو» در آمریكای شمالی بوده است، قصد دارد آن را به زبان انگلیسی دوباره‌سازی كند.

 جان لستر كه انیمیشن‌های موفقی مثل «ماشین‌ها» و «قصه اسباب‌بازی» را كارگردانی كرده، برای كارگردانی این نسخه دوباره‌سازی شده انتخاب شده است. در نسخه ژاپنی فیلم كه در آمریكا و كانادا توزیع شده، كیت بلانشت، مت دیمون، تینا فی و لیام نیسن به جای كاراكترهای اصلی قصه حرف زده‌اند. «پونیو» كه سال گذشته در ژاپن به نمایش عمومی درآمد، با فروشی 160 میلیون دلاری (كه با توجه به استانداردهای ژاپنی، رقم كلان و بسیار زیادی است)‌، لقب پرفروش‌ترین فیلم سال سینمای این كشور آسیایی را به خود اختصاص داد.

قصه

سوسوكه (با صدای مت دیمون)‌ پسری 5 ساله است كه پدرش دریانوردی است كه اغلب ماه‌های سال در ماموریت‌های آبی به سر می‌برد. او همراه مادرش لیزا (با صدای تینا فی)‌، زندگی ساكت و آرامی دارد. خانه آنها روی یك صخره و در نزدیكی آب دریاست.

سوسوكه روزها را به بطالت می‌گذراند و كار خاصی ندارد كه انجام دهد. زندگی تكراری و یكنواخت او، شامل قدم زدن روی شن‌های ساحل و بازی با آب دریا می‌شود. او تنهاست و هیچ همبازی ندارد. با این حال، او زبان به شكایت باز نمی كند و از وضعیت خود ناراضی نیست. اما یك روز، این وضعیت تكراری تغییر می‌كند، سوسوكه در كنار ساحل، یك گلدفیش زیبا به نام پونیو (با صدای نوآ سایرس)‌ را پیدا می‌كند. او كمك می‌كند تا پونیو را از خطری كه پیش‌رو دارد، نجات دهد و این ماهی را همراه خودش به منزل می‌برد. ولی پونیو یك ماهی معمولی نیست. او یك ملكه دریایی و دختر یك جادوگر ماهر و خبره است (با صدای لیام نیسن)‌ پونیو از قدرت جادویی پدرش استفاده می‌كند و خودش را به صورت یك موجود انسانی در می‌آورد. او خیلی زود با سوسوكه دوست می‌شود و از وی قول می‌گیرد كه هنگام خطر، به كمك وی بیاید. اما جادویی كه پونیو از آن استفاده و خود را به صورت یك انسان درآورده، خطر بزرگی را برای كل زمین به وجود می‌آورد. این مساله باعث می‌شود تا ماه به كره‌زمین نزدیك شود و پدر پونیو هم، موج‌های عظیم و سهمگین را روانه ساحل كند تا بتواند دخترش را پیدا كند. ملكه بدجنس دریایی (با صدای كیت بلانشت)‌ هم سعی می‌كند با استفاده از وضعیت موجود، از پونیو انتقام بگیرد. سوسوكه و پونیو وارد ماجراجویی‌های تازه و شگفت‌انگیزی می‌شوند كه در راس آنها، نجات كره‌زمین از خطر نابودی و انهدام است. این در حالی است كه هم او و هم پونیو می‌خواهند كه پونیو بتواند همچنان یك موجود انسانی باقی بماند.

نقد

بسیاری از منتقدین سینمایی برای توصیف انیمیشن «پونیو» از كلمه جادو و جادویی استفاده كرده‌اند. فیلم كه لحن شاعرانه و لطیف دارد از نظر بصری شگفت‌انگیز و تكان‌دهنده است. «پونیو» را یكی از استادان بزرگ سینمای انیمیشن كارگردانی كرده و آن را به صورتی گرم و عمیق ساخته كه بزرگترها هم به اندازه بچه‌ها از تماشای آن لذت خواهند برد. در یك كلام، این فیلم فوق‌العاده است و با دیدن آن احساس می‌كنیم، پس از این در‌ آینده هیچ انیمیشنی دیگری به زیبایی‌ این انیمیشن، تولید نخواهد شد. فانتزی و تخیل در این فیلم، در نهایت خود قرار دارد و قوه تخیل بیننده‌اش را چنان گسترش می‌دهد، كه او را به مكان‌ها و فضاهایی می‌برد كه تا قبل از این حتی تصورش را هم نكرده است. با وجود بحث‌های عمیق فلسفی، اجتماعی و محیط زیستی كه در دل فیلم مطرح می‌شود، اما قصه آن بسیار سرراست و ساده است. چنین قدرتی را فقط می‌توان در وجود یك فیلمساز كهنه‌كار و با سابقه مثل میازاكی پیدا كرد كه با مهارت تمام یك سری بحث جدی و مهم را وارد یك قصه بسیار ساده كودكانه می‌كند. با آن كه هر دو كاراكتر اصلی قصه فیلم موجوداتی كوچولو هستند، ولی كارها و اقداماتی بزرگسالانه می‌كنند و مسائلی را مطرح می‌كنند كه متعلق به عموم مردم است و نه یك قشر خاص.

میازاكی در تمام انیمیشن‌های قبلی خود (و ازجمله «شهر ارواح» و «قلعه متحرك هاول)»‌ در كنار ساخت یك فیلم سرگرم‌كننده و مفرح، یك سری بحث‌های جدی مربوط به جامعه مدرن را مطرح كرده است. در راس همه این بحث‌ها، بحث‌های مربوط به حفظ محیط زیست و تلاش برای سالم‌سازی كره زمین بوده است. این بحث در انیمیشن‌ «پونیو» هم ادامه پیدا می‌كند و به شكلی زیبا مطرح می‌شود. این بار با توجه به نوع قصه فیلم، بحث محیط زیستی فیلم بیشتر مربوط به آب دریا و اقیانوس‌ها می‌شود. برای خود ژاپنی‌ها این قصه و چنین بحث‌هایی بسیار مهم و تاثیرگذار است. ژاپن یك كشور دریایی است و طبیعی است كه به مسائلی از این دست، توجه ویژه‌ای نشان دهد. اما بیان این مطلب به مفهوم آن نیست كه قصه نمی‌تواند با بینندگان غیرژاپنی خود هم ارتباط خوبی برقرار كند. راجر ابرت منتقد سرشناس و كهنه‌كار سینما كه از تماشای «پونیو» به وجد آمده، آن را كاری قابل احترام و بسیار جذاب می‌داند كه قصه‌اش را به تدریج آشكار می‌كند و یك فانتزی نفسگیر تماشایی است. او می‌گوید: «میازاكی 68 ساله كه استاد سینمای انیمیشن ژاپن است، با این فیلم راه گذشته خود را ادامه داده و دوباره یك انیمیشن دستی بسیار زیبا خلق كرده است. به راحتی می‌توان این فیلم را با انیمیشن‌های كلاسیك مثل «سفیدبرفی» و «پینوكیو» مقایسه كرد. بعضی وقت‌ها می‌شنوم كه عده‌ای می‌گویند نمی‌خواهند به تماشای انیمیشن‌های میازاكی بنشینند، زیرا آنها ژاپنی هستند، اما در این حرف هیچ منطقی وجود ندارد. كارهای میازاكی با كارهای كمپانی والت‌دیزنی برابری می‌كند. او همیشه الهام‌بخش انیماتورهای بزرگ این كمپانی بوده است. ما آدم‌های خوشبختی هستیم كه می‌توانیم بیننده یكی از انیمیشن‌های میازاكی باشیم. او بدون هیچ شك و تردیدی، یكی از بهترین هنرمندان قرن معاصر است و باید امیدوار بود كه باز هم انیمیشن‌های تازه‌ای بسازد.»

كیكاووس زیاری

منبع : www.jamejamonline.ir





نوع مطلب : انیمیشن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/07/2
شهروز شمس
 
آخرالزمان در یك فیلم انیمیشن
«9» محصول جدید سینما كه یك انیمیشن كامپیوتری است، نام شین آكر را به عنوان كارگردان برخود دارد. این فانتری علمی تخیلی و ماجراجویانه براساس فیلمنامه‌ای از پاملا پتلر و خود شین آكر ساخته شده است. كریستوفر پلامر، مارتین لاندو، جان سی ریلی، كریسپین گلاور، جنیفر كانلی، تام كین، هلن ویلس و الیجا وود به جای كاراكترهای اصلی فیلم صحبت كردند. كاراكترهای فیلم به نام‌های یك تا نه صدا زده می‌شوند و شخصیت دیكتاتور فیلم نامی ندارد و همه او را با نام دیكتاتور می‌شناسند. «9» با این كه یك فیلم انیمیشن است، ولی چند صحنه ترسناك دارد.

قصه

ماجراهای «9» در دورانی پس از یك فاجعه آخرزمانی اتفاق می‌افتد، فاجعه‌ای كه باعث نابودی و تخریب تمدن و موجودات شده است. زندگی در این دوران، بشدت كابوس‌گونه است. مكانی كه حوادث قصه در آن رخ می‌دهد، به صورت واضح و مشخص معلوم نیست. سیاره قصه فیلم هم می‌تواند كره زمین باشد و هم نباشد، زندگی بازماندگان این كره پس از فاجعه آخرزمانی با سختی‌های زیادی همراه است. موجودات داخل كره زندگی ناآرامی دارند و ماشین‌ها بر آنها مسلط شده‌اند. در راس ماشین‌ها، دیكتاتور حاكم قرار دارد كه دیدگاه‌های خود را بر بازماندگان تحمیل كرده است. در بین موجودات به جا مانده از فاجعه، گروهی از آنان دست به تشكیل یك گروه ویژه زده‌اند. نام اعضای این گروه براساس شماره است. شماره یك (با صدای كریستوفر پلامر)‌ حكم پیر این گروه را دارد و بقیه از او حرف‌شنوی دارند. هر یك از این شماره‌ها (یك تا هشت)‌ در یك زمینه خاص تخصص دارد و توانایی خیلی خوبی در انجام كارهای محوله دارد، اما اعضای این گروه با وجود توانایی‌های خاص خود، در پیله خودشان قرار دارند و اقدامی علیه دیكتاتور انجام نمی‌دهند. با این حال، چندین موجود عجیب و غریب و مزاحم وجود دارند كه بر علیه این گروه هستند. هدف این موجودات هم نابود كردن این گروه است. آنها تا حدی هم در كار خود موفق شده‌اند و ناامیدی بر سر گروه سایه انداخته است. با ورود شماره 9 (با صدای الیجاوود)‌ به محل زندگی گروه، وضعیت به هم می‌ریزد و اوضاع و احوال شكل تازه‌ای به خودش می‌گیرد. ورود 9 جان تازه‌ای به بقیه اعضای گروه می‌دهد. او جوان و بی‌باك است و اعضای گروه را به ایستادگی در مقابل موجودات مهاجم دعوت می‌كند. بزودی او به صورت گروه در مبارزه با سختی و موانع و موجودات مهاجم می‌شود.

نقد

سینمای انیمیشن هر روز كه می‌گذرد وارد وادی تازه‌ای می‌شود و قلمروهای ناشناخته‌ای را فتح می‌كند. انیمیشن‌های امروزی دیگر شباهت زیادی به انیمیشن‌های كلاسیك كمپانی والت دیزنی ندارد كه در آنها همه چیز زیبا و سر به راه بود و حتی كاراكترهای منفی آن هم كاریكاتوری از یك موجود بد بودند. با پیشرفت تكنولوژی و از راه رسیدن كامپیوتر، انیمیشن‌های سینمایی هم دامنه تخیل خود را گسترش داده‌اند. «9» تازه‌ترین نمونه سینمایی انیمیشن از این دست است. در نگاه اول، اصلا نمی‌توان تصور كرد كه این قصه و حال و هوای آن متعلق به یك فیلم انیمیشن است. چنین قصه‌ای بیشتر مناسب حال یك فیلم زنده است كه نگاهی تلخ و سیاه به یك سری از مضامین اجتماعی دارد. اما «9» یك انیمیشن خوش ساخت است كه به طرح یك سری مسائل جدی می‌پردازد. در حقیقت شین آكر در این انیمیشن با سینمای انیمیشن همان كاری را كرده است كه كریستوفر نولان در دو فیلم بتمنی خود، با قصه كمیك استریپی و ابر قهرمانانه «بتمن» كرد. بخش مهمی از «9» مربوط به تاریكی و تخریب است و این نكته را هم در قصه و هم در فضا‌سازی آن می‌توان دید. تیم برتن فیلمساز سرشناس سینما تهیه‌كننده این انیمیشن است. به همین دلیل، می‌توان دلیل اصلی نگاه تیره فیلم به مسائل و ماجراها را درك كرد. برتن در كارهای چند سال اخیر، به سمت تولید و كارگردانی فیلم‌هایی با چنین مضامینی پرداخته است. فیلم «9» براساس قصه فیلم كوتاهی به همین نام كه برنده جایزه اسكار هم شده ساخته شده است. قصه فیلم به بررسی وضعیت موجودات انسانی در شرایطی می‌پردازد كه ماشین به روح و جان آدم‌ها حاكم شده است. در دنیای موجود نمی‌توان زندگی كرد و انواع و اقسام آشغال‌ها تمام محیط دور و بر را پر كرده‌اند. كاراكترهای فیلم موجوداتی بانمك هستند كه به شیوه‌ای خلاقه خلق شده‌اند و یاد آنها تا مدت‌ها در ذهن تماشاچی باقی خواهد ماند. این كاراكترها در طول قصه كارهای بانمك زیادی انجام می‌دهند. منتقدان سینمایی در عین حال كه نوع خلق كاراكترها را تحسین كرده‌اند و شیوه ساخت فیلم را ستوده‌اند، از ضعیف بودن دیالوگ‌های آن انتقاد كرده‌اند. در همین حال، منتقدان سینمایی می‌گویند در مقابل طراحی غنی فیلم و صحنه‌پردازی‌های باشكوه و جذاب آن، خط اصلی قصه آن ضعیف است و پاسخگوی این طراحی نیست. بجز بحث تسلط تكنولوژی و ماشین بر زندگی انسان‌ها، قصه «9» به بررسی طبیعت انسانی نیز می‌پردازد، اما اكثر چیزهایی كه قصه فیلم درباره‌شان بحث می‌كند، چیزهایی هستند كه بیشتر به درد مخاطب بزرگسال می‌خورند تا مخاطب كودكان و نوجوانان. با تماشای فیلم می‌توان احساس كرد سازندگان آن تحت تاثیر كارهای هایائو میازاكی انیماتور معروف ژاپنی قرار دارند. این فیلمساز كهنه‌كار كه در كشورش لقب والت‌دیزنی ژاپن را گرفته، در فیلم‌های خود همیشه به طرح مباحث جدی انسانی و اجتماعی می‌پردازد و مسائل محیط زیستی ازجمله دغدغه‌های اصلی او هستند. حتی برخی از منتقدان سینمایی عقیده دارند نه‌تنها لحن انیمیشن «9» شبیه كارهای میازاكی است، بلكه ساختار آن هم شباهت‌های زیادی با انیمیشن‌های این هنرمند دارد. كاراكتر «9» از برخی جهات شبیه كاراكترهایی است كه جانی دپ در فیلم‌های برتن (ازجمله «سوینی‌تاد» و «چارلی و كارخانه شكلات‌سازی)» بازی كرده است. جای تعجب دارد كه چرا تیم برتن از دوست قدیمی خود دپ دعوت نكرده تا به جای این شخصیت صحبت كند. از سوی دیگر كاراكتر 9 برخی لحظات شبیه ابرقهرمان‌های قصه‌های كمیك‌استریپی می‌شود و كسانی مثل «بتمن( »كه تیم برتن در دهه 80 در قسمت اول و دوم آن را با بازی مایكل كیتن كارگردانی كرد) را به یاد می‌آورد. منتقدان سینمایی می‌گویند هنوز هم انیمیشن كوتاهی كه «9» براساس آن ساخته شده، اثر جذاب‌تری است.

كیكاووس زیاری

منبع : www.jamejamonline.ir





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/07/2
شهروز شمس
اكشن كودكانه
از سال 1995 كه با اكران انیمیشن «داستان اسباب‌بازی» انقلابی در عرصه انیمیشن‌سازی پدید آمد تا چند سال پس از آن و بویژه با آمدن «شرك» واقعا سینما در زمینه ساخت و اكران كارتون آبروداری كرد؛ اما چند سالی است كه آنچه ساخته و اكران می‌شود دیگر چنگی به دل نمی‌زند و هر سال معدود تك‌ستاره‌هایی مثل «وال ای» می‌توانند واقعا هر سلیقه‌ای را دلخوش كنند. سال 2009 نیز اگرچه تعداد انیمیشن‌های اكران شده رقم بالایی را نشان می‌دهد، ولی باز هم آمار كیفی چندان بالا نیست. یكی از تازه‌ترین كارتون‌های اكران شده، انیمیشنG force است كه بیشتر به «نیروی جی» معروف شده است.

*‌*‌*‌

اگر انتظار دارید در یك انیمیشن متعلق به شركت والت‌دیسنی با بودجه‌ای معادل 150 میلیون دلار فیلمی كارتونی ببینید كه در آن آدم‌ها عهده‌دار نقش‌های آن باشند، نیروی جی انتخاب اشتباهی خواهد بود. در این كارتون موش‌های فسقلی ایفای نقش می‌كنند. داستان هم تقریبا قصه‌ای آشناست. جایی در همین زمین خودمان، وقتی همه قصد كار دارند و هیچ‌كس نیت بدی در سر نمی‌پروراند، به ناگاه شخصی شرور به نام سابر (كه هم ثروتمند است و هم این‌كه به منابع طبیعی دسترسی بسیار دارد و همچنین در صنعت برق سرمایه‌گذاری كرده)‌ قصد دارد جهان را به زیر سلطه خود ببرد.

كار بالا می‌گیرد و سرانجام یك گروه ویژه معروف به نیروی جی ماموریت می‌یابند فعالیت‌های خرابكارانه‌ سابر را متوقف كنند.

در این میان البته یك بازیگر زنده هم ایفای نقش می‌كند به نام بن كه یك فرمانده طراح و یك برنامه‌ریز خوب است و مسوولیت هماهنگی را نیز به عهده دارد. به هر‌روی اعضای گروه جی كه تشكیل شده‌اند از همین بن (با بازی زاك گالیفاناكیس هنرپیشه یونانی)‌ و 8 تا خوكچه هندی بانمك كه فرمانده‌ای دارند به نام اسپلكس (با صداپیشگی نیكلاس كیج)‌ قرار است كاری كنند كارستان. در بین افراد فرمانده اسپلكس البته باید دنبال 2 یا 3‌‌قهرمان هم بگردیم یا حتی بیشتر، چرا كه تمام این خوكچه‌های هندی كارشان را خوب بلدند. داروین، مورگن و دختر ماجرا فوآرز (به ترتیب با صداهای سام راكول، تریسی مورگن و پنه‌لوپه كروز)‌ همگی جزو قهرمانان گروه به حساب می‌آیند. درگیرودار فعالیت‌های بن و گروه تحت امرش نیروی جی به ناگاه بن خبردار می‌شود كه ماموریت وی پایان یافته یا به نوعی او را از كار بركنار كرده‌اند. كاری كه بسیار تعجب‌آور است. او در می‌یابد ممكن است افرادی در بدنه دولت نفوذ كرده باشند و دستورات سابر را اجرا می‌كنند. اینجاست كه فعالیت‌های گروه جی صد چندان می‌شود. از یك طرف آنها باید به دنبال افراد نفوذی باشند و جاسوسان سابر را شناسایی كنند و از طرف دیگر همان فعالیت قبلی‌شان را ادامه دهند. كاری كه اگر چه سخت است،‌ اما برای آنها با پیروزی و موفقیت همراه است.

نیروی جی با وجود بودجه فوق‌العاده بالای خود، به نظر نمی‌رسد توانسته باشد همگان را راضی كرده باشد؛ چراكه عمده زیرساخت‌ها معطوف یك گروه سنی خاص آن هم كودكان شده است؛ در حالی كه سال‌های سال است عمدتا قصه‌های كارتونی را به گونه‌ای شاخ و برگ می‌دهند و پردازش می‌كنند كه بزرگسالان نیز از دیدن فیلم لذت ببرند. برای مثال كارتون‌هایی مثل «در جستجوی نمو» محصول 2003 یا همین انیمیشن بالا‌)UP( را كه در همین اوایل تابستان امسال اكران شد به یاد بیاورید. این 2 نمونه مخاطب تقریبا عام داشتند و هر 2 به موفقیت كامل رسیدند؛ البته نیروی جی نیز بسیار خوش‌ساخت است و صداپیشه‌های ممتازی با وجود این كه حرفه‌شان این نیست روی كاراكترها صحبت كرده‌اند. نیكلاس‌ كیج و پنه‌لوپه كروز از این جمله هستند.

در مورد تهیه‌كننده این انیمیشن نیز باید اشاره‌ای به جری بروكهایمر كرد. تهیه‌كننده‌ای كه البته نامش به طرح‌های بزرگ گره خورده است. به نظر می‌رسد بروكهایمر آنقدر از قصه مطمئن بوده كه 150 میلیون دلار خرج ساخت این انیمیشن سه‌بعدی والت‌دیسنی كند. در ضمن از سوی او اعلام شده نیروی جی دارای دنباله نیز خواهد بود.

به هر روی، از شب افتتاحیه نیروی جی در 24 جولای تا حال كه هفته اول سپتامبر است، این انیمیشن 88 دقیقه‌ای توانسته حدود 112 میلیون دلار بفروشد كه به هر حال رقمی نازل است. منتقدان نیز این كارتون را نپسندیدند و كمتر درباره‌اش نوشتند؛ بنابراین بعید به نظر می‌رسد در فرصت باقی‌مانده تا پایان تابستان، نیروی جی بتواند چیزی بیش از 100 میلیون دلار به فروش خود اضافه كند.

منبع : www.jamejamonline.ir





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/06/31
شهروز شمس

سیزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران اردیبهشت 1389 برگزار می گردد

 

سیزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران از تاریخ 10 تا 18 اردیبهشت 1389 برگزار می گردد.

این جشنواره شامل بخش های مختلفی خواهد بود كه شرایط شركت در هر كدام و مهلت آثار مربوطه، به پیوست می آید.

نشانی دبیرخانه دائمی جشنواره: تهران- چهارراه ولی عصر(عج)- كوچه شهید بالاور- پلاك 2 – كد پستی 17413- 15916

تلفن دبیرخانه: 66482732    تلفكس: 66482731

http://www.uast.ac.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=1597





نوع مطلب : جشنواره ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/06/26
شهروز شمس

گروه نمایش و موسیقی خردسالان خانه فرهنگ مهرآور در روز 25 شهریور ماه 1388 به اجرای برنامه پرداخت. در این مراسم كه به همت خانه فرهنگ مهرآور و چند ارگان زیر نظر شهرداری منطقه 13 برگزار شد ، نمایشی با نام فرصت دوباره به نویسندگی و كارگردانی شهروز شمس به اجرا در آمد. لازم به توضیح است كه آهنگهایی كه در این نمایش توسط بازیگران اجرا شد  با ویدئو اسلایدهایی همراه بود كه باعث تاثیر گذاری مطلوبی بر روی مخاطبان بود و همچنین بازی خیره كننده بازیگران خردسال تماشاچیان این برنامه را شگفتزده نمود. موضوع نمایش متناسب با ایام ماه مبارك رمضان تنظیم و پیرو اهداف خانه فرهنگ مهرآور ، در چهارچوب زندگی اجتماعی و آموزشهای لازم برای زندگی شهروندی به اجرا در آمد.

منبع : شگفت انگیزان





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/06/26
شهروز شمس

به گزارش شبكه خبر به نقل از کمیته روابط عمومی بیست و پنجمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر، بخش رقابتی این دوره جشنواره در شش شاخه موسیقی سنتی، کلاسیک، نواحی، پاپ، ارکسترال و آواز جمعی و آهنگسازی برگزار می شود.

مهلت ارسال آثار به دبیرخانه جشنواره پایان آبان است و هنرمندان و گروههای موسیقی می توانند آثار خود را به دبیرخانه جشنواره واقع در خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، دفتر موسیقی، طبقه هفتم ارسال کنند.

آثاری که به این جشنواره ارسال می شود باید جدید باشد و از آذر سال 1387 نباید در کنسرت یا آلبومی ارائه شده باشد. 

بررسی نمونه آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره از هفته اول آذر آغاز می شود و اسامی گروه های پذیرفته شده تا پایان آذر اعلام خواهد شد. 

هنرمندان و علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند به سایت دفتر موسیقی به نشانی www.impo.ir مراجعه کنند یا با شماره های 66742760 و یا 5 - 66705101 (داخلی 363) تماس بگیرند. 

بیست و پنجمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر پس از ماه های محرم و صفر از هفتم تا چهاردهم اسفند امسال برگزار می شود.





نوع مطلب : جشنواره ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1388/06/23
شهروز شمس


( کل صفحات : 3 )    1   2   3